1
اخبار سایت اخبار سایت
برساخت تاریخی مفهوم نخبگی در آموزش‌وپرورش ایران: واکاوی گفتمان‌های مسلط
دوره 2، شماره 3، 1404، صفحات 268 - 284
نویسندگان : مرضیه عالی* 1، فاطمه زارع 2
1- استادیار دانشگاه تهران
2- دانش آموخته فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران
چکیده :
این پژوهش به بررسی تحولات مفهومی نخبگی در بستر شکل‌گیری و گسترش آموزش‌وپرورش مدرن در ایران می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش تبیین چگونگی برساخت و بازتعریف مفهوم نخبگی در گفتمان‌های مسلط نظام آموزشی ایران و شناسایی مؤلفه‌هایی است که در دوره‌های مختلف تاریخی به‌عنوان معیارهای نخبگی تثبیت شده‌اند. پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل گفتمان و با اتکا به مطالعه اسناد تاریخی و متون مطبوعاتی، تحولات این مفهوم را از دوره قاجار ـ هم‌زمان با شکل‌گیری نهادهای آموزش نوین و تأسیس مدارس جدید از جمله مدرسه رشدیه ـ تا دوره‌های متأخر مورد بررسی قرار می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم نخبگی در آموزش‌وپرورش ایران پدیده‌ای تاریخی و برساخته گفتمانی است که در تعامل با تحولات اجتماعی، سیاسی و آموزشی دگرگون شده است. در این سیر تحول، سه صورت‌بندی گفتمانی قابل تشخیص است: گفتمان «نجیب‌زادگی» که نخبگی را عمدتاً بر پایه منزلت اجتماعی و تبار خانوادگی تعریف می‌کرد؛ گفتمان «امتحان‌محوری» که با گسترش آموزش رسمی و نظام ارزشیابی تحصیلی، موفقیت در آزمون‌ها و پیشرفت آموزشی را معیار اصلی نخبگی قرار داد؛ و گفتمان «روان‌سنجی‌محوری» که با ورود سنجش‌های علمی و آزمون‌های هوش، نخبگی را در قالب شاخص‌های قابل اندازه‌گیری شناختی صورت‌بندی کرد. نتایج همچنین نشان می‌دهد که با نهادینه‌شدن سازوکارهای رسمی سنجش در نظام آموزشی، نوعی فاصله میان برداشت اجتماعی از نخبگی و تعریف نهادی آن در آموزش‌وپرورش شکل گرفته است. در این فرایند، «دانش و موفقیت آموزشی» به‌تدریج به شاخص مسلط نخبگی تبدیل شده و سایر ابعاد، از جمله تأثیرگذاری اجتماعی و فرهنگی، در برخی دوره‌ها کم‌رنگ‌تر شده‌اند. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد که فهم نخبگی در آموزش‌وپرورش ایران نه یک مفهوم ثابت، بلکه برساخته‌ای تاریخی است که در بستر تحولات گفتمانی و نهادی آموزش، پیوسته دگرگون شده است.